ایستگاه

دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد یاد حریف شهر و رفیق سفر نکرد

سلام

به جان خودم اگر میدونستم این طرح مشمول الذمگی جواب میده تا حالا کلی استفاده میکردم! البته این ریشه در عقاید قوی فامیل ما داره که واقعا آدم رو امیدوار میکنه!!!

عنوان مطلب فقط به خاطر ۲ خط اولش بود و دیگر هیچ!

راستش اینی که میخوام بگم رو تا حالا گفتم ولی لازم که دوباره بگم. علت اصلی اینکه دیر به دیر مینویسم اینه که هدفم از وبلاگ نویسی خیلی واضح نیست! در واقع همین رو میدونم که عقلم (به جای دلم) میخواد که یه مطالبی بنویسم که استفادش برای خواننده بیشتر باشه تا برای خودم. یعنی خاطره و داستان و امروز چی شد نباشه (قصد جسارت ندارم) خوب یعنی ترجیحا یه سلسله مباحث مربوطه ای یه مجموعه بحث قشنگی و یه چیزی تو این مایه ها!

آها! فهمیدم! ما (من و خسته دل و علیرضا و ...) یه سری کلاسهای عقیدتی-فرهنگی-سیاسی-اجتماعی و ... شروع کردیم که با عرض پوزش از دوستان و آشنایان و وابستگان محوریتش هم (ببخشید-ببخشید گلاب به روتون هفت ا...اکبر به میون) با کتب (ببخشید دیگه) شهید مطهری!!! (با عرض پوزش از همه اونایی که خاطره خوشی از این قضیه ندارن!) خلاصه آره خیلی هم جلسه خوبی شده الحمدا... با حضور حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا پسرخاله!!! (سید محمدرضا) که ماشاا... ایشون هم خیلی احل حال هستند. (الکی گیر نده! همون احل درسته!!!) حالا در کل شاید هفته ای یه بار با محوریت این موضوع مطلب بنویسم. التماس دعا که عملی بشه!

به عنوان مطلب اول قصد دارم تو این پست در مورد بحث دیشب مطلب بنویسم (البته به صورت خلاصه):

زهد

زهد یعنی چی؟! که به تبعش زاهد یعنی کی؟! آیا زهد ترک دنیا و مافیهاست؟ آیا زهد کنج عزلت نشستن و بی خیال همه چی شدن؟ و ؟؟؟؟؟؟؟

تعریف زهد: زهد یعنی اینکه در مورد چیزهای خوبی که به آدم میرسه خوشحال نشه و در مورد چیزهایی که از دست میده ناراحت نشه! (یعنی تر اینکه: به مال و منال دنیا دلبسته نشیم. نه اینکه دوست نداشته باشیم نه! مال حلال خوبه و دوست داشتنی. زن و بچه خوب و البته دوست داشتنی! ولی وابستگی خوب نیست!)

نکته: دنیا مزرعه آخرت است. (تا حالا به نظرم دویست بار این حدیث رو شنیدید! ولی این دفعه بیشتر دقت کنید!) دونه نسبت به درخت خیلی ناچیزه ولی مبدا درخت همون دونه است. در واقع میخوام اینو بگم که دنیا برای آخرت خوبه نه دنیا برای دنیا.

دنیا حدیقف (تمومی) نداره پس چقدر خوبه که با گنج قناعت به امور دیگه داخل دنیا برسیم تا فقط پول دراوردن (اینا همه کلی جای بحث داره خودمم میدونم ولی فعلا به عنوان طرح بحث دارم میگم!).

خواص باید چطور زندگی کنن؟ آیا با رزق حلال میتونن همه چی داشته باشن؟ یا نه باز هم باید یه سری محدودیت هایی داشته باشن؟

به طور خلاصه اینکه نه! چون مسئولن و چون در معرض دیدن و چون خاص هستن باید در حد متعارف جامعه باشن و البته گاهی کمی پایینتر!

چون طولانی شد دیگه بیشتر نمیگم انشاا... برای دفعه های بعدی!

خداحافظ (نظر ندادن=مشمول ذمگی!!!)

+ نوشته شده در  شنبه 1388/07/18ساعت 9:34  توسط رفیق شفیق  |